دل زدم سوی خیالات و کلام مثنوی شد هم نشین این غلام قصه ی دل مینویسم خط به خط راز دل با محرمان گویم فقط قصه گویم از جفای روزگار از خزان عشق و از فقدان یارگلبن، روایت ریشه ها و اندیشه ها ، سود وساز، مجموعه ای از رازهای ناگفته و در دل خفته، برآمده از زبان جان و از جانان، چنان نوشته شد که ندانستم.تمام نمی شود، گه او مرغ سخنگوست و من کتابت می کنماگر کوتاهی کردم ببخشا، که او تنیز در کرامتش همواره بخشیده است
Prijshistorie
* Prijshistorie bevat geen data van Amazon.
Prijzen voor het laatst bijgewerkt op: